تبلیغات
مزرعه ی پُتی ناز - تلاش غم انگیز حیوانات برای بقا
مزرعه ی پُتی ناز
اینجا برای حیوانات است

امروز داشتم برنامه ی مستندی را از شبكه ی 4 سیما می دیدم كه درباره ی پنگوئن ها بود.جمعیت وسیعی از

پنگوئن ها در دشت وسیعی زندگی می كردند.جوری كه وقتی نگاه می كردی دچار سرگیجه می شدی...

جالب اینجا بود كه هر كدوم  خانواده ای تشكیل می دادند و بچه دار می شدند و پدر و مادر نوبت به نوبت برای

آوردن غذا برای بچه ها به لب اقیانوس می رفتند...

در این برنامه پنگوئنی رو نشون می داد كه به همین منظور از جفتش و جوجه هاش جدا شد و به كنار اقیانوس

رفت.اما ناگهان اسیر یك پلنگ آبی شد ولی با تلاش فراوان خودشو نجات داد و به خشكی برگشت...

صحنه ی غم انگیز ، عجیب و در عین حال زیبایی بود...

غم انگیز از این نظر كه سینه ی پنگوئن پر از خون بود...عجیب و زیبا از این نظر كه پنگوئن تلاشی وصف ناپذیر برای

بازگشت به نزد خانواده اش داشت...از زخم پنگوئن همچنان خون می رفت و در بین راه گاه به پنگوئن های دیگر

می خورد اما باز به راهش ادامه می داد...اما ناگهان ایستاد، آرام آرام خم شد و روی زمین انگار خوابید ...ولی

 نخوابید...مُرد !...و من گونه هام از اشك خیس شد...خیس خیس...

و هنوز هم دارم به اون پنگوئن فكر می كنم و به اون جوجه ها و جفت منتظر....

خدایا چقدر تو بزرگی...و چه عظمتی داری ...

الله اكبر...الله اكبر...الله اكبر




نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط پتی ناز